به نام خدا همسرم اطلاع داد که برادرش پیام داده با من گفتگو میکند!! ظاهرا پس از اینکه همه تلاش های آنها به بن بست رسیده؛ به دوستانی گفتم و ایضاً کلانتری محل هم و عمران وامین هم آمد؛ دروغ های پسرش را گفتم و اطلاعاتی دال بر دروغ هایش و در مورد مسائل مالی هم طبق حساب خودش عمل کردم و گفتم پول برای من مهم نیست اما همین را هم ندارید که بدهید و تعجب کرد که این همه کوتاه آمده ام و بنا شد برای سند حسین هم کاری کند وامیدوارم که بتواند انجام دهد؛ با شکوه و حسین هم
ادامه مطلب
به نام خدا همسرم دل نوشته ای برایم نوشته بود واز رفتار برادر وبرادر زاده اش ناراحت بود ودرک میکنم- شهرام اطلاع داد مسعود بیمار شده قلبی و اورا به اهواز برده اند ومسلم هم اطلاع داد از فریده احوال پرسی کردم وبه دوستان مشترک هم اطلاع دادم- با ایران در مورد محسن صحبت کردم؛ پدرش هم بسیار ناراحت شد وقتی شنیده بود از حرفهای محسن- عمران از تشدید بیماری واستمرار بستری در بیمارستان حمید گفت؛ متاثر شدم باید سری به او بزنم- علی همسایه مان تلفنی از مشکلات خود با حراست
ادامه مطلب
به نام خدا پس از مدتها بانک رفتم وگواهی برای اینکه محسن خان با علم به مسدود بودن حساب هایش چک صادر کرده گرفتم؛ شعبه هم از کارهایش متعجب بودند- در مسیر منصوری را دیدم و احوال پرسی کردم او هم متعجب شد و ناراحت از شنیدن این موارد- امین نزد دایی اش رفته بود ولی او هم برنامه ای مدون برای کارهای پسرش نداشت بخصوص سیم کارت همسرم و قرار بود شب هم مرا ببیند اما خبری از او نشد-برای محسن اظهار نامه ای فرستادم برای یک چک بلامحل خودش؛ شاید پاسخی دهد ولی به قولی که به
ادامه مطلب
به نام خدا دیشب از سر شب که خانه آمدم تا دم ظهر خوابم برد؛ از خستگی یا کمبود خواب یا رهایی فکری اندکی؛ خوب بود بهرحال- امروز جلسه رای اعتماد کابینه هم بود وبر خلاف همه حرف وحدیث های رسانه ای ودر فضای رسانه ای کل کابینه رای آورد وامیدوارم موجب خیرات برای جامعه باشد-فردا سالروز واقعه ای خوب و سرشار از برکات برای من است وگل هم گرفتم به یکی از منسوبین عزیزم هدیه دادم ودل نوشته ای؛ خیلی دنبال بودم گل بگیرم سر کار او بفرستم که گفتند الان نداریم!-تولد سید یکی از
ادامه مطلب
به نام خدا آمین دکتر رفت و برای چکاب وادامه درمان وسپس سری به دایی اش زد و مادرش هم با دکتر برای خسرو هم مشورت کرده بود که مراجعه کند برای بیمارستان وامیدوارم توجه کند وبرای درمان برود و جدی بگیرد- با ایران صحبت کردم عجیب بود رفتارهای دایی اش و گفته مذاکرات ما اینگونه نبوده؛ این طور که معلوم است ظاهرا پدر هم مانند پسر است گفتم بگوید شاهد باشد و صحبت کند؛ با احمد هم صحبت کردم او هم کمی البته خیالش راحت بود از ارسال اظهار نامه- به امین مجددا تاکید کردم برای
ادامه مطلب
به نام خدا با ایران که نگران وضعیت خودش در شرکت هایی که اسم اوست صحبت کردم و بنا شد خودش مشورت بیشتر کند و اظهار نامه بفرستد؛ گفت محسن گفته اسم او را از شرکتها خارج میکند ولی گفتم تا پیش از این چه؟؛ امین هم گفت میرود اظهار نامه میفرستد برای شرکت هایی که نام او بوده- با عمران و حسین هم به منوال صحبت کردم-سیم کارت همسرم قطع است و تازه متوجه با طرف محسن صحبت شد که خبر نداشت و بعد هم با داور تماس گرفتم بالاخره فردا باید من یا او مراجعه کند چرا این قدر طول
ادامه مطلب
به نام خدا برای پیگیری کارهای محسن رفتم به مراجع قضایی؛ عمران هم آمد بعد از دادگاه؛ احتمالا اجراییه بزودی صادر شود وباید کارهای دیگر را هم دنبال کنم- با وکیل مشورت کردم برای شکایت ها و حقوقی- همسرم بسیار از وضع موجود ناراحت است واز کارهایی که محسن کرده و همه را درگیر کرده است و از لحاظ احساسی مشکل دارد گفتم بهرحال مشکلاتی ایجاد کرده و باید تبعات آن را بپذیرد ولی نمیخواهد و تازه تهدید هم کرده اند؛ رفت برای چک خودش هم گواهی بانک گرفت برای عدم ثبت در سامانه
ادامه مطلب
به نام خدا امروز مراسم اربعین حسینی است و از خدای متعال به حق عزای سید الشهدا آرزوی قبولی طاعات و عبادات و پذیرفتن عزاداری ها دارم- با علیرضا وخواهرم صحبت کردم و خوشحال بودند برای تبریک من واطلاع به خانواده و پیام های دیگران هم- خسرو آخر شب آمد که فردا بیمارستان برود و بسیار ضعیف شده و مشخص است؛ اطلاع داد راننده اتوبوسی مدارک او را یافته که دیروز گم کرده بود وقرار شد برود آنها را بگیرد؛ خدا را شکر و خوشحال شدم- عمران برای چک های سالها پیش و یک شرکتی که
ادامه مطلب
به نام خدا امروز هم شکایت کیفری خودم را از محسن برای صدور چک با وجود مسدود بودن حسابهایش به دادستان ثبت کردم ؛ کاربر دفتر خدمات هم اوضاعی داشت و بحث میکرد که امکان شکایت کیفری به لحاظ عدم ثبت در سامانه صیاد نیست وباید مطالبه وجه بزنم که نگاهش میکردم و بالاخره با دخالت وارشاد مدیر دفتر حل شد؛ به شورای حل اختلاف ارجاع شد که باید لایحه بدهم مایل نیستم آنجا رسیدگی شود وبه دادسرا برود؛ به اندازه کافی فرصت داده ام و نتیجه نداشته- ابوذر سری زدم برای اصلاح موی سر
ادامه مطلب