پیچیده اما ساده مثل بارون

روز نوشت و خاطرات شخصی

تبلیغات تبلیغات

ادامه درگیری با مشکلات محسن خان

به نام خدا پس از مدتها بانک رفتم وگواهی برای اینکه محسن خان با علم به مسدود بودن حساب هایش چک صادر کرده گرفتم؛ شعبه هم از کارهایش متعجب بودند- در مسیر منصوری را دیدم و احوال پرسی کردم او هم متعجب شد و ناراحت از شنیدن این موارد- امین نزد دایی اش رفته بود ولی او هم برنامه ای مدون برای کارهای پسرش نداشت بخصوص سیم کارت همسرم و قرار بود شب هم مرا ببیند اما خبری از او نشد-برای محسن اظهار نامه ای فرستادم برای یک چک بلامحل خودش؛ شاید پاسخی دهد ولی به قولی که به
در صورتی که این صفحه دارای محتوای مجرمانه است یا درخواست حذف آن را دارید لطفا گزارش دهید.

مطالب پیشنهادی

آخرین مطالب سایر وبلاگ ها

جستجو در وبلاگ ها